نویسنده: سمیه - شنبه ٧ خرداد ،۱۳٩٠
در طول نبردی مهم وسرنوشت ساز ژنرالی ژاپنی تصمیم گرفت باوجود سربازان بسیار زیادش حمله کند.مطمئن بود که پیروز میشود اما سربازانش تردیدودودل بودند.درمسیر میدان نبرددرمعبدی مقدس توقف کردند.بعدازفریضه دعاکه همراه سربازانش انجام شد ژنرال سکه ای دراوردوگفت سکه رابه هوا پرتاب خواهم کرداگر رو امد میبریم امااگر شیر بیاید شکست خواهیم خورد.سکه رابه هوا پرتاب کرد همگی مشتاقانه تماشاکردند تاوقتی که برروی زمین افتاد روبود سربازان ازفرط خوشحالی ازخودبیخودشدندوکاملا اطمینا پیداکردند وباقدرت به دشمن حمله کردندوپیروز شدند بعدازجنگ ستوانی به ژنرال گفت سرنوشت را نتوان تغییر داد ژنرال درحالیکه سکه ای که دوطرف ان رو بود رابه ستوان نشان میداد جواب داد کاملا حق باشماست
Tehran Time